I’m not a painter, and I never have been, and perhaps I never will be. But something interesting happened when my son gave me a digital pen as a gift. The pen remained on my desk until I decided to sell some of my photos to cover part of the cost of making my film. With the pen on my desk, I started doodling on my iPad. To my surprise, what began as a simple pastime evolved into a series of sixty paintings. I ended up selling those paintings, which contributed to making the film. It’s fascinating that these accidental paintings never repeated themselves until today!

من نقاش نیستم و قبلا هم نبوده ام و شاید بعد هم هرگز نباشم ولی این اتفاق وقتی افتاد که پسرم یک قلم دیجیتال برایم هدیه گرفت و این قلم مانده بود روی میزم تا روزی که تصمیم گرفته بودم برای تأمین بخشی از هزینه ی ساخت فیلم ام عکس هایم را بفروشم. قلم روی میز کارم بود و من روی صفحه ی آی پد با آن ور می رفتم. خوش خوشان، یک کاری از آب در آمد و بعد دوتا و... و شد شصت تا کار نقاشی. و همان ها را فروختم و فیلم هم ساخته شد به همت! این نقاشی های تصادفی. جالب است که دیگر تکرار نشد تا به امروز!!
Previous
Previous

FilmOnArt

Next
Next

Articles